می دانید؟ نگویید نع، موسیقی که می دانید دیگر، باید مو را به تنِ آدمی سیخ کند، این پدیده را مشاهده کردن به خودیِ خود لذتی جداگانه و بس وافر دارد، می دانید؟ من ساعدهای پر مویی دارم دیگر، حالا همه دیده اندها! ولی خب حالا که دارم می گم بذار بگم، یک وقت ها که حس می کنم تمام موهای تنم سیخ شده، چشمم را به ساعدها و به پوست تنم زیر حجم موها می اندازم که از سر شور و شعف چگونه دون دون شده...
می دانید؟ موسیقی باهاس بگاید، لارا برانیگان یه سانگی داشت به اسم مای سلف که اگه درست یادم باشه محصول 1984 بود، بعد خب این شاهکاری بود در زمان خودش و در اعصار بعدی البته، ما نیز بی بهره نماندیم و از کودکی خراب این سانگ بودیم، تا چند ماه پیش سال ها می شد که گوشش نداده بودم و از قبرستون موسیقی هایم، آن هم از لابلای آلبوم های گیپسی کینگ یافتمش، وقتی درگ-دراپ می کردم توی پلیر نمی دونستم چیه، اما برای من احتیاج نبود که حتا برانیگان به کلام بیاد، به همون سه چهار ثانیه اول که رسید و نوا را شناختم، مو به تنم سیخ شد! خوب یادمه خواهرزاده م که اون سمت دفتر نشسته بود و به منی که هدفون توی گوشم بود گفت چت شد؟ آخر اشکم در آمده بود، ناخودآگاه سرازیر شده بود، بهش گفتم می دونی؟ موسیقی باهاس بگاید که خب.. خوب می گاید!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر