می دانید؟ پست دیشب رو که نوشته بودم تا یک نکته ی خاصی رو بگم و بعد از پابلیش یک چیز دیگری را هم یادم آمد که ننوشته ام و در قالب یک پست دیگر نوشتمش، وقتی بعدی را پابلیش کردم تازه یادم آمد وقتی صحبت از گایش و موسیقی می کردم، هدف فقط گفتن آن حرف ها نبود، در واقع می خواستم به این نکته اشاره کنم وقتی موهای بدنم سیخ می شود، جای بخیه م می سوزد، آتش می گیرد اصلن، خلاصه که وضعیت نابه سامانیست، نمی دانی لذت ببری یا درد بکشی که خب من هر بار پارت لذتش را چسبیده ام.
راستی دیروز قبل از نوشتن هر سه تای این پست ها، پستی بلند بالا نوشته بودم که با یک اشتباه احمقانه که کم از من سر می زند! کلش را به باد فنا دادم، حالا حوصله ام نمیاد بنویسمش، یعنی فقط چند نکته اش در ذهنم مانده، انگار که به وقت نوشتن همه را خارج کرده باشم ها، همونطور...
باشد آن سری از دری وری هایم را وقت دیگری به خوردتان دهم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر