۱۳۹۱ اسفند ۲۱, دوشنبه

389

وقتی تو خیابون راه می‌رفتیم و گه گدار دخترکان نگاهم می‌کردن.
می‌خواست گلویشان را بجود، بش می‌گفتم موضوع من نیستم. خوشگلیِ تو باعث می‌شه جماعت من رو نگاه کنن و با خودشون فکر کنن من چی دارم که تو با منی.
فشم می داد، ولی خب بهرحال سر ذوق میومد.

هیچ نظری موجود نیست: