۱۳۹۱ اسفند ۱۸, جمعه

386

صورتی عن است، نارنجی نیز هم، چن روز پیش دختری رو دیدم موهاش سبز بود، مثال کرک قالی، اوواخ، گند بزنن بش.
داشتم برای خواهرم تز می‌دادم که اگه بخواد همه‌ی مواش رو شرابی کنه اصلن جالب در نمیاد، شرابی باید تیکه‌ای باشه - کلهم اجمعین می‌خندیدن که می‌گم "تیکه‌ای" - در ضمن تا مدتی بعدش کلن رنگ گذاشتن سخته و البته اینکه قرمز هم که پوست سفید می‌طلبه و در ادامه‌ش قضیه‌ی خیابون انقلاب و دختر مو سبز رو گفته بودم.
من، این طرف پشت میز نهار نشسته بودم، هنوز از بعد از نهار از جامون تکون نخورده بودیم، سعید گوشیِ من رو گرفته بود و رفته بود همون گوشه‌ی همیشگیِ من، پشت تلویزیون، ولو شده بود و بازی می‌کرد، غش کرده بود از خنده، برگشتم نگاش کردم، دیدم ولو شده رو کاناپه، برگشتم به خواهرم آروم گفتم به چی می‌خنده؟ گفت به تعریف کردن تو. همونطور پچ‌پچ‌کنان گفتم خوبه مثلن داره بازی می‌کنه، گفت حواسش شیش دنگ به حرفای تو هست همیشه.

۱ نظر:

دل آرا گفت...

صورتی خعلیم خوب است!
نظرم باس پابلیک پابلیش شه!