چند شب پیش، متنی آماده کردم تحت عنوان "خودتحویلگیری مزمن" اما توی بلاگ بارگذاری نکردم.
مودم دیاسال از پنجشنبه ریپ میزد و صبح شنبه دار فانی رو وداع گفت.
شنبه شب که خواهرم توی شبکه کاری داشت که حتما باید انجام میشد با دایل-آپ به شبکه وصل شد و همون موقع که صدای مودم لپتاپش بلند شد، با همدیگه گفتیم "نوستالژیه" و بعدش کرکر خنده... بعد از فقط 5،6سال استفاده از دیاسال، دچار خودتحویلگیری مزمن شده بودیم... قضیه اون پست همین بود، ولی خوب از اونجایی که مودم یا روتر جدید وایرلسه و کامپیوتر من هم از نوع دسکتاپه، تا همین امشب مدیر شبکهی داغونمون(همون داداشم) نتونسته بود به دلیل ذیق وقت این دو تا دستگاهِ ابله رو با همدیگه دارای همخونی کنه.
آخه یکی نیست بگه باقالیِ کچلِ موفرفری! اینم مودم بود تو سفارش دادی بیارن؟
اولش که اون متن رو نوشتم، انتظار نداشتم که تا الان شبکه درست نشده باشه، بخاطر همین تصمیم گرفتم این یکی رو بنویسم.
خلاصهی مطلب اینکه تا همین یک ساعت پیش بنده در فقر اینترنتی به سر میبردم و فقط گاهی روی لپتاپ بابائه یا خواهرم خراب میشدم و سرکی به ایمیل و بلاگم میکشیدم و ... البته دیگه "و ..." نداره، قبل از اینکه میخواستم به کارای دیگه برسم یا به بلاگ رفقام سر بزنم یا به سایتهایی که عضوشون هستم و... یا من رو از پای لپتاپ بلند میکردن یا لپتاپ رو از پای بنده...
همینه دیگه... "گَهی زین به پشت و گَهی پشت به زین" که میگن دقیقا مصداق این روزهای من بود. وقتی برای پیسی خودت پرایویسی خیلی بالایی در نظر بگیری و نذاری هیچکس پاش بشینه یا اگر هم میشینه خودت باید حتما حضور داشته باشی، اینجور مواقع تلافیش رو بدجوری سرت در میارن.
میدونم دیگه الان نصفیاتون میگین حقته، شاید هم همهتون.
ولی از اونجایی که من تصمیم ندارم آدم بشم، عمرا پرایویسی کامپیوترم و گوشیم رو برای کسی باز کنم.
ولی جدا خنده داره، تا چند سال قبل که از دایل-آپ استفاده میکردم، هر وقت میخواستم متنی رو تایپ کنم و توسط ایمیل ارسال یا توی بلاگ بارگذاری کنم، قبلش توی یه فایل "ورد" مینوشتم و بعد کپی/پیست میکردم، اما خوب بعدا دیگه توی خود ایمیل یا بلاگ مینوشتم... این چند روز هم کارم این شده بود.
یه دفعه دیگه هم اینجا گفته بودما، ولی دوباره میگم "ای بسوزه پدر تکنولوژی"
پ. ن: یکی واسه من مودم وایرلس بخره...
ای ننه!!! عَررر
بازم پ. ن: قبلا با به کار بردن بعضی واژهها(مثل Privacy, Dial-Upو امثالهم) توی بلاگ مشکل داشتم، البته مسئله این بود که خوشم نمیومد اونها رو با حروف فارسی بنویسم... ولی خوب دیگه همینطوری که بنویسم، هم راحتتره و هم به خودم شبیهتر نوشتم.
مودم دیاسال از پنجشنبه ریپ میزد و صبح شنبه دار فانی رو وداع گفت.
شنبه شب که خواهرم توی شبکه کاری داشت که حتما باید انجام میشد با دایل-آپ به شبکه وصل شد و همون موقع که صدای مودم لپتاپش بلند شد، با همدیگه گفتیم "نوستالژیه" و بعدش کرکر خنده... بعد از فقط 5،6سال استفاده از دیاسال، دچار خودتحویلگیری مزمن شده بودیم... قضیه اون پست همین بود، ولی خوب از اونجایی که مودم یا روتر جدید وایرلسه و کامپیوتر من هم از نوع دسکتاپه، تا همین امشب مدیر شبکهی داغونمون(همون داداشم) نتونسته بود به دلیل ذیق وقت این دو تا دستگاهِ ابله رو با همدیگه دارای همخونی کنه.
آخه یکی نیست بگه باقالیِ کچلِ موفرفری! اینم مودم بود تو سفارش دادی بیارن؟
اولش که اون متن رو نوشتم، انتظار نداشتم که تا الان شبکه درست نشده باشه، بخاطر همین تصمیم گرفتم این یکی رو بنویسم.
خلاصهی مطلب اینکه تا همین یک ساعت پیش بنده در فقر اینترنتی به سر میبردم و فقط گاهی روی لپتاپ بابائه یا خواهرم خراب میشدم و سرکی به ایمیل و بلاگم میکشیدم و ... البته دیگه "و ..." نداره، قبل از اینکه میخواستم به کارای دیگه برسم یا به بلاگ رفقام سر بزنم یا به سایتهایی که عضوشون هستم و... یا من رو از پای لپتاپ بلند میکردن یا لپتاپ رو از پای بنده...
همینه دیگه... "گَهی زین به پشت و گَهی پشت به زین" که میگن دقیقا مصداق این روزهای من بود. وقتی برای پیسی خودت پرایویسی خیلی بالایی در نظر بگیری و نذاری هیچکس پاش بشینه یا اگر هم میشینه خودت باید حتما حضور داشته باشی، اینجور مواقع تلافیش رو بدجوری سرت در میارن.
میدونم دیگه الان نصفیاتون میگین حقته، شاید هم همهتون.
ولی از اونجایی که من تصمیم ندارم آدم بشم، عمرا پرایویسی کامپیوترم و گوشیم رو برای کسی باز کنم.
ولی جدا خنده داره، تا چند سال قبل که از دایل-آپ استفاده میکردم، هر وقت میخواستم متنی رو تایپ کنم و توسط ایمیل ارسال یا توی بلاگ بارگذاری کنم، قبلش توی یه فایل "ورد" مینوشتم و بعد کپی/پیست میکردم، اما خوب بعدا دیگه توی خود ایمیل یا بلاگ مینوشتم... این چند روز هم کارم این شده بود.
یه دفعه دیگه هم اینجا گفته بودما، ولی دوباره میگم "ای بسوزه پدر تکنولوژی"
پ. ن: یکی واسه من مودم وایرلس بخره...
ای ننه!!! عَررر
بازم پ. ن: قبلا با به کار بردن بعضی واژهها(مثل Privacy, Dial-Upو امثالهم) توی بلاگ مشکل داشتم، البته مسئله این بود که خوشم نمیومد اونها رو با حروف فارسی بنویسم... ولی خوب دیگه همینطوری که بنویسم، هم راحتتره و هم به خودم شبیهتر نوشتم.
۳ نظر:
اتفاقا به نظر من موبایل و کامپیوتر و... مثه مسواک آدم کاملا شخصیه
نمیشه بدی همه استفاده بکنن که!
بنده يه بار اين پرايوسي رو ابلهانه ناديده گرفتم يعني فكر كردم بقيه يه خرده شعور دارن كه فضولي نكنن و نميدونيد چه جهنمي واسم درست شد
يه سوال فلسفي:داداشت يه طرف سرش مو داره و يه طرف كچل؟
باقالي كچل موفرفري!!!!!!!!!!
اصولا هرکی با عینک خودش دنیا رو میبینه دیگه..من اون قسمتو دوست داشتم و پیشنهاد دادم که blod یا همون بولدش کنید !
خوبه .. ببین ما چه می کشیم با این سیستم باسیم یا همون دلیل آپ خودمون :دی
ارسال یک نظر