۱۳۹۲ خرداد ۱۹, یکشنبه

429

نیم ساعت پیش گفت ده دقه دیگه اونجام.
ده دقیقه قبل‌ترش گفته بود پنج دقه دیگه می‌زنگم.
بیست دقیقه قبل ترش گفته بود قطع کن، خودم الان می‌گیرمت.
تقریبن یک ساعت قبلش گفته بود پنج دقه دیگه کارم تمومه.
احتمالن ده دقیقه قبلش گفته بودم فلانی تا ساعت پنج بیشتر منتظر نمی‌مونه، بخوایم برسیم همین الانم از برنامه عقبیم، گفته بود فلانی غلط کرده.
چند دقیقه قبل‌ترش زنگ زده بود که تا الان کسی زنگ نزده؟ گفته بودم چرا، خانومت زنگ زد. پرسیده بود چی گفتی؟ گفته بودم گفتم نیستی، بعدن بزنگه.
وقتی می‌رفت گفته بودم خب خره می‌گفتی بیاد یه جایی همین اطراف.
...
الآن سه ساعت بیشتره رفته که نیم ساعت بعدش بیاد.
با یه همچین گوساله‌ای شریکم من.

هیچ نظری موجود نیست: