قبلترها روزی نازنینی که الان کاملن ازش بیخبرم میگفت برای چیزی که میخوای تلاش نمیکنی، میگفت اولین نه رو که شنیدی پس میکشی.
بعدترها روزی که خودش را خواسته بودم و گفته بود نه، گفته بودم وقتی میگی نه یعنی نه دیگه، حالا موضوع چقدر خواستن من نیست.
داستان این روزها و جریانات هفتهی گذشته که مشابهش پارسال هم پیش اومد هم از دیدگاه من همینه، وقتی میگی نه، یعنی نه!
امتحان کردن آدما در راستای اینکه بدانی چقدر تو رو میخوان، با این روش که بگویی نه و ببینی چقدر اصرار می ورزد، حماقت محض است، یا که حالا شاید باید گفت در مقابل من.
اگر خیلی چیزها از نظر دوستان تعریف دارد، از زعم اینجانب میتوان گفت ناز کردن هم آداب دارد.
گاهی حتا این "نه" گفتنهای این چنینی رو میشه پای مقدار نخواستنِ طرف مقابل گذاشت که با "نه" گفتن تو را آزمایش میکند و ...
میدانید؟ همیشه به تمام اطرافیانم میگم از من نپرسید اگر جای فلانی بودی چه میکردی؟ ولی گاهی آدمی باید خودش رو پیش ضمیر ناخودآگاهش بذاره جای طرف مقابل و فکر کنه اگر او با من این چنین میکرد من چه میکردم؟
که بعدن بیایی همه چیز را بر هم زنی و مقصر هم طرف مقابل رو بدونی و داستان را برای خودت جور دیگر جلوه دهی که چی؟ که مثلن عذاب وژدان یا چی؟
عزیزم اگر یک سال پیش میگفتی "من اشتباه کردم، ولی تو دیگه گند زدی" و خودت هم میدونستی کی گند زده، نیا و بگو احساست فلان بود و بهمان، آدمی اگر دنبال تبرئهی خودش هم باشد اینطور حرف نمیزند.
بعدترها روزی که خودش را خواسته بودم و گفته بود نه، گفته بودم وقتی میگی نه یعنی نه دیگه، حالا موضوع چقدر خواستن من نیست.
داستان این روزها و جریانات هفتهی گذشته که مشابهش پارسال هم پیش اومد هم از دیدگاه من همینه، وقتی میگی نه، یعنی نه!
امتحان کردن آدما در راستای اینکه بدانی چقدر تو رو میخوان، با این روش که بگویی نه و ببینی چقدر اصرار می ورزد، حماقت محض است، یا که حالا شاید باید گفت در مقابل من.
اگر خیلی چیزها از نظر دوستان تعریف دارد، از زعم اینجانب میتوان گفت ناز کردن هم آداب دارد.
گاهی حتا این "نه" گفتنهای این چنینی رو میشه پای مقدار نخواستنِ طرف مقابل گذاشت که با "نه" گفتن تو را آزمایش میکند و ...
میدانید؟ همیشه به تمام اطرافیانم میگم از من نپرسید اگر جای فلانی بودی چه میکردی؟ ولی گاهی آدمی باید خودش رو پیش ضمیر ناخودآگاهش بذاره جای طرف مقابل و فکر کنه اگر او با من این چنین میکرد من چه میکردم؟
که بعدن بیایی همه چیز را بر هم زنی و مقصر هم طرف مقابل رو بدونی و داستان را برای خودت جور دیگر جلوه دهی که چی؟ که مثلن عذاب وژدان یا چی؟
عزیزم اگر یک سال پیش میگفتی "من اشتباه کردم، ولی تو دیگه گند زدی" و خودت هم میدونستی کی گند زده، نیا و بگو احساست فلان بود و بهمان، آدمی اگر دنبال تبرئهی خودش هم باشد اینطور حرف نمیزند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر