میگفت "همهی آدما داستان دارنا"، انگار که ینی مثلن تا الان که نشنیده بودم به نظر نمیومد تو هم این همه داستان داشته باشی و شاید خیلیهای دیگه هم باشه و هنوز نگفته باشی.
گفته بودم "داستانامون بین خودمون دو تا میمونه دیگه؟"، قول داده بود و بقیهی حرفهامون رو زده بودیم و فکر کرده بودم بعضی کل قصهی زندگیشون رو که بگی مثالِ یه رمان جیبی میمونه، بعضی هم داستان روزمرگیِ هر روزهشون مثالِ رمانی چند جلدی میمونه.
هوم، دیشب همهش این حرفها تو ذهنم بود که بارها توی جمعهای مختلف گفتم.
گفته بودم "داستانامون بین خودمون دو تا میمونه دیگه؟"، قول داده بود و بقیهی حرفهامون رو زده بودیم و فکر کرده بودم بعضی کل قصهی زندگیشون رو که بگی مثالِ یه رمان جیبی میمونه، بعضی هم داستان روزمرگیِ هر روزهشون مثالِ رمانی چند جلدی میمونه.
هوم، دیشب همهش این حرفها تو ذهنم بود که بارها توی جمعهای مختلف گفتم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر