تا سه ساعت پیش ولو بودم گودر و این اطراف، یه دو سه تایی هم شاهد دارم.
بلند شدیم بریم کپهمان را بذاریم، منتها نشد که نشد، هی غلت و غلت و غلت، از این دنده به اون دنده، نع! فایده نکرد. گنجشکا که شروع کردن یاوه بافی، دیگه از نخوابیدن خسته شدم.
به هر حال اصلن چه اهمیتی داره که من چقدر نخوابیدم! فرقی به حال کسی نمیکنه. یادمه یه فیلمی بود که به نظرم یس من بود، وقتی دختره به جیم کری میگفت ساعت شش صبح میره ورزش، بهش میگفت سالهاست که اون ساعت از روز رو ندیده، شاید تحریف کرده باشم، ولی خوب یه چیزی تو همین مایهها بود. از خودم میپرسیدم چطور ممکنه یه نفر اینطوری باشه که یه ساعاتی از شبانهروز رو اصلن نبینه؟ به خودم هم جواب میدادم که کاش خودم هم همینطوری بودم. به هر حال الان آدمیَم که میتونم بشینم اینجا سه روز و سه شب گذشته رو کامل تعریف کنم، این در حالیه که برای این سه روز و سه شب فقط تا ساعت سه و چهار صبحش رو شاهدی از میون انسانها دارم.
بلند شدیم بریم کپهمان را بذاریم، منتها نشد که نشد، هی غلت و غلت و غلت، از این دنده به اون دنده، نع! فایده نکرد. گنجشکا که شروع کردن یاوه بافی، دیگه از نخوابیدن خسته شدم.
به هر حال اصلن چه اهمیتی داره که من چقدر نخوابیدم! فرقی به حال کسی نمیکنه. یادمه یه فیلمی بود که به نظرم یس من بود، وقتی دختره به جیم کری میگفت ساعت شش صبح میره ورزش، بهش میگفت سالهاست که اون ساعت از روز رو ندیده، شاید تحریف کرده باشم، ولی خوب یه چیزی تو همین مایهها بود. از خودم میپرسیدم چطور ممکنه یه نفر اینطوری باشه که یه ساعاتی از شبانهروز رو اصلن نبینه؟ به خودم هم جواب میدادم که کاش خودم هم همینطوری بودم. به هر حال الان آدمیَم که میتونم بشینم اینجا سه روز و سه شب گذشته رو کامل تعریف کنم، این در حالیه که برای این سه روز و سه شب فقط تا ساعت سه و چهار صبحش رو شاهدی از میون انسانها دارم.
۱ نظر:
کل هفته رو از شنبه تا دیروز صبح فک کنم 20 ساعت خوبیدم
حساب کردم ها الان:دی
دیروز صبح ساعت 8 خوابیدم تا 6 بعد از ظهر:دی
همینجوری حوصلم سر رفته بود گفتم بیام یه کامنت بزارم:))
ارسال یک نظر