قبلا شده بلاگی رو پیدا کنم که با وجود طولانی بودنِ پستهاش تا 20پست قبل رو هم بخونم، شاید با خودت بگی این که چیزی نیست، من خودم فلان...
اما قبلا پیش اومده بلاگی رو پیدا کنم با وجودِ طولانی بودنِ پستهاش و هر شب به روز شدن، حوصلهی خوندن آرشیوش رو تا 2-3ماه پیدا کنم، شاید با خودت بگی اینم چیزی نیست، من خودم بهمان...
اما یکی دو بار بیشتر پیش نیومده تمام آرشیو یک یا چند سالهی کسی رو بخونم! شاید با خودت بگی اینم چیزی نیست، من... بذار حرفت رو قطع کنم، تو رو خدا! بهت بگم که خودم هم میدونم چیزی نیست! اصلا مگه قرار بود چیز خاصی باشه؟ فقط دلم خواست بگم گاهی نویسندههایی پیدا میشن که بد بلایی سر من در میارن...
چند شب پیش از گودر یا از لینکدونیِ یه بلاگ، مطمئن نیستم از کجا! با بلاگی آشنا شدم که نویسنده از اونهاییست که سر من بلاهای ناجور در میآره!
آرشیوش رو تا آبان 88 خوندم(مسلما از حالا به قبل)، هر بار هم که میخوام فایرفاکس رو ببندم، تبِ بلاگش رو سیو میکنم، تا بعدا از همونجا ادامهش بدم! چندبار خواستم کامنت بذارم براش، باز دیدم مثل تمام اون بلاگهایی که تو سکوت آرشیوشون رو خوندم، ادامه بدم بهتره! حالا چه کاریه اصلا؟ بری بهش بگی آی فلانی من تو رو خوندم! بیا منو بخون! که چی مثلا؟ همیشه متنفر بودم از این اخلاقِ "من آپم" و امثالهم، حس میکنم اینم یه چیزی مثل همونهاست! منت گذاشتن سر کسی که میخونیش... حالا اصلا بیخیال! فقط دلم خواست بگم یکی رو پیدا کردم که کلی دارم با نوشتههاش حال میکنم! عمرا هم آدرس نمیدم! کسی درخواست نده، زیاد هم پا پی بشین، گوشیم رو خاموش میکنم! گفته باشم...
۱ نظر:
سلام.تو نگو آدرس اون وبلاگه چیه.ولی من میگم تازهامشب وبلاگت رو پیدا کردم و...توی گودرم اضافه ش کردم.
شب خوش!
ارسال یک نظر