چند سال پیش با رفیقام رفته بودیم اصفهان
یه واحد آپارتمان کرایه کرده بودیم واسه پنج روز
صبح روز اول، طرفای 9 با یکی از دوستام اومدیم سر کوچه و از یکی پرسیدیم نونوایی کجاس؟
گفت "ته همین خیابون" و به سمت راستمون اشاره کرد، البته کلن خیابونش که ته نداشت.
هر چی جلوتر رفتیم به نونوایی نرسیدیم و تو راه از هر کی میپرسیدیم اول ازمون میپرسید "بهتون کجا آدرس دادن؟" میگفتیم "گفتن ته خیابون"، میگفتن "آره، ته همین خیابونِس"، خوب ما هم میرفتیم.
گفتیم "حین صحبت حتمن رد شدیم و نفهمیدیم"، رفتیم اون سمت خیابون و مسیر رو برگشتیم، هر چی میرفتیم و از هر کس میپرسیدیم، باز همون مکالمه تکرار میشد، منتها این دفه اون سمت رو میگفتن انتهای خیابون!! حدودن رفت و برگشتمون دو ساعتی طول کشید تا رسیدیم روبروی کوچهی خودمون و دیدم نونوایی تافتونی درست تو کوچه روبرویی نبش حالا نه، ولی در دوم بودش!
از حرص میخواستم سرمو بکوبم تو دیوار، دیوونه شده بودم!
تا قبل از این قضیه یکی دو سال یه بار میرفتم اصفهان، الان شیش ساله پامو نذاشتم.
یه واحد آپارتمان کرایه کرده بودیم واسه پنج روز
صبح روز اول، طرفای 9 با یکی از دوستام اومدیم سر کوچه و از یکی پرسیدیم نونوایی کجاس؟
گفت "ته همین خیابون" و به سمت راستمون اشاره کرد، البته کلن خیابونش که ته نداشت.
هر چی جلوتر رفتیم به نونوایی نرسیدیم و تو راه از هر کی میپرسیدیم اول ازمون میپرسید "بهتون کجا آدرس دادن؟" میگفتیم "گفتن ته خیابون"، میگفتن "آره، ته همین خیابونِس"، خوب ما هم میرفتیم.
گفتیم "حین صحبت حتمن رد شدیم و نفهمیدیم"، رفتیم اون سمت خیابون و مسیر رو برگشتیم، هر چی میرفتیم و از هر کس میپرسیدیم، باز همون مکالمه تکرار میشد، منتها این دفه اون سمت رو میگفتن انتهای خیابون!! حدودن رفت و برگشتمون دو ساعتی طول کشید تا رسیدیم روبروی کوچهی خودمون و دیدم نونوایی تافتونی درست تو کوچه روبرویی نبش حالا نه، ولی در دوم بودش!
از حرص میخواستم سرمو بکوبم تو دیوار، دیوونه شده بودم!
تا قبل از این قضیه یکی دو سال یه بار میرفتم اصفهان، الان شیش ساله پامو نذاشتم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر