۱۳۸۹ شهریور ۱۶, سه‌شنبه

تفکر

وقتی می‌خواستم این پست رو بذارم، سرکر روی تایتل بود و داشتم فکر می‌کردم... از پنجره به بیرون نگاه می‌کردم، نسیم داغ تابستون، برگ درختا رو تکون می‌داد، عجب بوی فسنجونِ نازی میومد، دست پخت مامانه دیگه! صدا، مثل همیشه‌ای که پنجره باز باشه، صدای بزرگراه میاد فقط... داشتم به این فکر می‌کردم که مثل خیلی از فعل‌های فارسی که محض جوک و مسخره بازی، آی‌ان‌جی ته‌شون می‌ذاریم که البته بعضی از این آی‌ان‌جی گذاشتن‌ها خیلی تو جامعه جا افتاده... می‌خواستم بدونم اگر بخوام برای فعل "ریدن" آی‌ان‌جی بذارم، چطوری باید بذارم، چون می‌خواستم برای تایتل پستم اون رو بذارم... هر چند که دیگه مهم نیست! چون این چند خط رو که نوشتم حالا یادم رفته که چی می‌خواستم بگم و باز یاد اون جمله‌ی معروف افتادم که یه روز به داماد عزیزمون گفتم "اونی که وقت ریدن فکر می‌کنه، وقت فکر کردن می‌رینه!" کلافگی هم عالمی دارد!!!
آهان! یادم اومد، می‌خواستم بگم سایber هم به خودیِ خود ریده با این فیلter کردنش، سایت فرهنگ لغت دهخدا رو هم بغل کردن! همین می‌شه که پیوندها تو رنکینگ الکسا شده وب سایت هفتم(تا همین چند ساعتِ پیش هشتم بود) ایران! فلاکت تا چه حد؟

پ. ن: می‌خواستم ببینم طاقار(تاقار؟ طقار؟ تقار؟) چطوری نوشته می‌شه! بلد نبودم خوب! توی فرهنگ که چیزی نیافتم. واسه‌ی پست دیگه‌ای اون رو می‌خواستم، وقتی دیدم اینطوریه! اومدم این رو نوشتم.

۳ نظر:

راحله گفت...

تقار فکر کنم درست باشه ..
بذار برم اون فرهنگ به درد نخوره رو نگاه کنم بگم

راحله گفت...

تغار .درستش اینه :دی

Hadi گفت...

فعلی که که به ریدن و اینا ربط داشته باشه میشه ریدمان! واینکه الان بد جوری افتاده رو غلتک