به یه نفر میگی هی فلانی، هر بار که بارون میزنه یادت میافتم، هر بار قرص ماهِ کامل رو میبینم یادت میافتم، میگی هر بار از فلان جا - خیلی زیاد بودن - رد میشم یادت میافتم، به یکی میگی هر بار میشینم پای منقل یادت میافتم، به دیگری میگی هر بار فلان موسیقی - اینم زیادن - رو گوش میکنم یادت میافتم، یا حتا وقتی خواهرزادهی چن ماههت رو بغل میکنی و الخ.
ولی میدونی؟ خیلی وقتا آدما فقط اینا رو میگن که فلانیها هر بار اون کارو میکنن، از اونجا رد میشن، اونو گوش میدن و غیره یادت بیافتن.
درسته که وقتی این حرف رو زدن یاد طرف افتادن، ولی شاید همیشهای در کار نبوده. جالب اینجاست که خیلی وقتا به محض اینکه برای بار اول این حرف رو میزنی، همیشگی میشه، ینی تازه از اون موقه به بعد هر بار این اتفاق میافته یاد طرف میافتی. اما دیگه به طرف نمیگی، هر بارونی میزنه، هر بار از خیابون، کافه، پارک، رستوران، سینما، پاساژ و غیره رد شدی و یاد افراد مختلفی هم افتادی، دیگه بهشون نمیگی.
اصلن خیلی وقتا ترجیح میدی کاش یادشون نیافتی.
شاید حتا خیلی وقتا حس کنی شرمآوره.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر