من از هفت سالگی خوارزاده داشتم و چون تو خونواده پر جمعیتی هم بودم، بزرگ شدن کلی بچه جغل - جقل؟ - رو دور و اطرافم دیدم، الانه به این نتیجه رسیدم که همیشه پدر مادرایی که زیاد احساس مسئولیت میکنن، بیخود زیاد احساس مسئولیت میکنن!
بچهها درست و غلط رو خودشون یاد میگیرن و به نظر من بیشتر وقتا نقش پدر مادر فقط باید این باشه که اگه - اونم تا یه سنی - بچههه زمین خورد؟ دستشو بگیر با دست تو بلند شه، خیلی یواش پیش میره؟ یه هل کوچیک از پشت بهش بده، داره برمیگرده ببینه کسی از پشت هواشو داره یا نه؟ قبل اینکه برگرده دستتو بذار رو شونهش!
وگرنه مثلن اینکه بچههه فش یاد نگیره و کسی جلوش کلمات رکیک به کار نبره و این صوبتا! تا یه سنی درست، ولی از یه جایی به بعد مسخرهست، دیدم که میگم! بچههه تو سنین راهنمایی فکر میکنه خونوادهی خودش چقدر گاگولن که یه فش کافدار بلد نیستن بدن و مطمئنم اصلن هم فکرش دور و بر ادب و شخصیت نمیگرده، پسر بچهی راهنماییهها! البته من بیشتر پسراشو دیدم، چون دختر کوچیکا نمیان پیش من درددل و مشورت و اینا! :ی
دیگهم حوصله ندارم بیشتر از این به مقولهش بپردازم، ولی خلاصه امر اینکه پدر مادر بهتره فقط ساپورتیو باشن، نه اینکه سرشونو تو هر سوراخ کوچیک و بزرگی فرو کنن.
0 نظر:
ارسال يک نظر