دهه هفتاد که دوران راهنماییم رو گذروندم، هر سال تقریبن 10-15 روز قبل از عید که میشد هماهنگ میکردیم که دیگه کسی مدرسه نیاد و کلاس تعطیل بشه.
همه عهد میبستیم، فحش خوار مادر میذاشتیم واسه کسی که بیاد و کلی راهکارهای دیگه...
ولی درست همونایی که روزهای قبل از همه بیشتر لفظ و چسی میومدن واسه بقیه، میومدن مدرسه و همین که بعد از عید میپرسیدیم فلانی چرا اومدین؟ تنها جوابی که برات داشتن این بود که میخواستیم ببینیم کی اومده تا اگه کسی نیومده، ما هم دیگه از فردا نیایم...
حالا اینایی که این روزا از آتیش زدن، پرداخت نکردن قبضها یا امثالهم صحبت میکنن، همون قشری هستن که دیروز توی مدارس راهنمایی زر زر میکردن.
نمیدونم کسی نیست به اینا بگه آخه تو اگه تخمشو داشتی خودتو آتیش بزنی که...
همه عهد میبستیم، فحش خوار مادر میذاشتیم واسه کسی که بیاد و کلی راهکارهای دیگه...
ولی درست همونایی که روزهای قبل از همه بیشتر لفظ و چسی میومدن واسه بقیه، میومدن مدرسه و همین که بعد از عید میپرسیدیم فلانی چرا اومدین؟ تنها جوابی که برات داشتن این بود که میخواستیم ببینیم کی اومده تا اگه کسی نیومده، ما هم دیگه از فردا نیایم...
حالا اینایی که این روزا از آتیش زدن، پرداخت نکردن قبضها یا امثالهم صحبت میکنن، همون قشری هستن که دیروز توی مدارس راهنمایی زر زر میکردن.
نمیدونم کسی نیست به اینا بگه آخه تو اگه تخمشو داشتی خودتو آتیش بزنی که...
۱ نظر:
دقيقان!!!
ارسال یک نظر