۱۳۸۹ بهمن ۳, یکشنبه

ز این سو تا سوی دگر

همین چند روز پیش بود حساب می‌کردم که وقتی فردا بخوام برم مسافرت، با وجود سرعت فوق‌العاده‌ای که اینترنت اونجا داره، ولی اینکه من به بلاگر دسترسی نداشته باشم، آخر ستمه! رو همین حساب بود که ایمیل بلاگر رو فعال کردم، آخه اصلن تا قبل از این احتیاج نبود، یعنی حتا نمی‌دونم نتیجه‌ی کار چه چیزی خواهد شد! و مسلمن ادیت هم نمی‌تونم بکنم!
می‌دونستم اینجا هم فیلترینگ سنگینی داره، اما نه دیگه تا این حدی که الان باهاش برخورد کردم، اصلن به همین دلیل بود که پرایویسی فیس‌بوکم رو قبل از سفر محدود کردم.
به قول یکی از رفقای نازنینم که شب قبل از اومدنم می‌گفت توام گذاشتی حالا که می‌ری مسافرت، از این دیکتاتوری داری می‌ری توی اون دیکتاتوری.
البته فکر نمی‌کردم سرما انقدر افتضاح باشه که وقتی یک بار پامون رو می‌ذاریم تو خیابون و بعد از سه ساعت که برمی‌گردیم دیگه جون نداشته باشیم تو اون روز برای بار دوم بریم بیرون.
خودم رو آماده کرده بودم که وقتی می‌رسم اینجا اولین چیزی که بنویسم این باشه که Kami K هستم، اینجه پکنه، دارم با چوپستیک غذا می‌خورم، ریدم، آی لاو یو قاشق چنگال.
ولی خوب لامصب انقدر تو همون بار اول از خودم استعداد به خرج دادم که نشد این مطلب رو بنویسم.
ساعت الان 45 دقیقه‌ی بامداد به وقت محلیه و تهران 20:15، ولی من نمی‌تونم تگ این پستم رو بذارم بعد از نیمه شب، زور داره... :دی