۱۳۸۸ بهمن ۵, دوشنبه

بستر همیشگی

بعد از جراحی کمرم، طبق دستور پزشک باید جای سخت می‏خوابیدم و منم مجبور شدم به دلیل امکانات موجود توی سالن منزل بخوابم.
یه جایی کنار دیوار که بالای تخت یه تابلوی هندی بافته شده از یه طاووس، پایین تخت روی دیوار عکس پدربزرگ مرحومم و بغل دستم و درست بالای سرم یه تابلوی بزرگ یک متر در یک و نیم متر از یه عقاب که بال‏هاش رو باز کرده.
منم که یک سره اینجام و حتی کامپیوتر اینجاست و درازکش کارهام رو انجام می‏دم.
گاهی هم صدای آواز قناری که قفسش توی راهرو هست میاد.


اما مسئله اینجاست که گاهی اینها باعث دردسر می‏شن، دیشب وقتی یکی از موسیقی‏های متالیکا رو در حال گوش دادن بودم، خوابم برد...
خواب دیدم...
روی تخت نشستم و صدای گیتار برقی میاد، اما از کجا؟ یه خورده که با دقت گوش می‏دم، با خودم می‏گم این متالیکاست، بعد از چند ثانیه یه طاووس به همراه یه عقاب در حالی که گیتار برقی دستشون گرفتن از پله‏های طبقه بالا وارد سالن می‏شن.
روم رو برمی‏گردونم اون طرف سالن و می‏بینم که پدربزرگ پشت درام بجای لارس نشسته و داره درام می‏نوازه، ناخودآگاه لب‏هام داره آماده می‏شه که هم‏زمان با موسیقی، آهنگ "مَستر" رو بخونم، اما توی ذهنم دنبال نفر اصلی می گردم، که همون موقع درب سالن باز می‏شه و قناری میاد توی سالن، یه خورده که نگاهش می‏کنم، شروع می‏کنه خوندن در حالی که صدای جیمز هتفیلد از حنجره‏ش میاد بیرون.
از خواب می‏پرم و اولین مسئله‏ای که به ذهنم میاد اینه که جیمز کجاش شبیه به قناریه؟

۲ نظر:

Niu Sha گفت...

ا پس کمرت رو عمل کردی پسر؟ ایشالا که خوب بشی زود ِ زود... یعنی بهتر..
کلی خندیدم به جیمز ِ قناری :دی
وااااااااااااااااای مرسی..
خیلی قشنگ بود.. :دی

خانومی گفت...

وبلاگ زیبایی داری
بیا من آپم!!!!
ها ها ها
اذیت کردن هم حال میده ها.
در ضمن ...
هیچی:)))
خوب تشک تختتو بردار رو چوبش بخواب.جا از این سفت تر؟؟واسه چی وسط سالن میخوابی؟؟
نکنه یه وقت زلزله بیاد هر چی قاب عکسه بیفته رو کله ات