۱۳۸۸ بهمن ۲, جمعه

تاریکی محض

تا وقتی هر شب موقع خواب یکی بغل گوشت خر و پف نکنه.
تا زمانی که هر شب از خواب بیدار نشی تا ببینی صدای حرف زدنی که میاد، متعلق به کسیه که تو خواب داره حرف می‏زنه.
تا موقعی که یه نفر ساعت دو و نیم بعد از نصف شب که توی خواب رفتی پیش ملکه/شاه سوم، نیاد بیدارت کنه و بگه: کامران ساعت چنده؟ یا اینکه: سیفون توالت فرنگی کار نمی‏کنه...

مزه‏ی یه خواب راحت رو نمی‏فهمی...
حتی نمی‏تونی درک کنی که یکی مثل من، چه جوریه که الان انقدر در حالت ذوق مرگ به سر می‏برم که ساعت نزدیک سه شده و خوابم نبرده.

آخ که این سیاهِ محضِ موقع خواب چقدر لذت بخش و آرامش دهنده ست...

۳ نظر:

ناشناس گفت...

لذت همین شب ها رو ببر که بعدا مثه من افسوس نخوری

خانومی گفت...

بله ؟؟؟؟؟؟؟
آیکون یک عدد خانومی گیج
من الان خنگ شدم یا کلا خنگ بودم یا تو یه جوری نوشتی که من فکر کنم خنگم؟؟
نمیفهمم چی نوشتی!!

خانومی گفت...

راستی بازم متشکرم .خیلی خیلی خیلی .و واقعا نمیدونم چطوری باید تشکر کنم.