۱۳۸۸ شهریور ۱۵, یکشنبه

بازی

سلمان من رو به بازی دعوت کرد، خوب منم شرکت می کنم دیگه. باید به حرف رفقای خوب گوش کرد.


۱- اگه این زندگی یه خواب باشه و من این حق رو داشتم که با باز کردن چشمام وارد زندگی واقعی بشم، دوست داشتم: توی یکی از روستاهای ایتالیا از خواب بیدار بشم.
(آخه الان دخترهای اصیل ایتالیا رو فقط اونجا میشه گیر آورد.)
۲- همه ی فلسفه ی زندگی توی یه تصویر: تا عشق به چیزی یا کسی نباشه نفرتی هم در کار نیست.
۳- قشنگترین آرزو و رویای بچگی: خوردن آب با لب شیشه آب تو یخچال بدون این که مامان بفهمه.
۴- اگه میتونستم به همه ی دنیا ۱ صفت یا توانایی بدم: جنبه ی بالا
۵- بزرگترین تفاوت زن و مرد: صداشون، تأثیری که صداشون میذاره و تأثیری که از صدا می گیرن.
۶- اگه قرار بود یک کلمه رو از لغتنامه حذف کنم: عرب
۷- کسی که بخوام ملاقاتش کنم: یکی که خیلی رک بهم گفت بلاگم زیادی از حد مزخرفه.
۸- اگه بتونم یه سوال بپرسم و حتما جواب بگیرم: کی اسم اینو گذاشته بازی؟
۹- اگه قرار باشه از این دنیا برم، با خودم یادگاری چی میبرم: لپ تاپ و مودم وایرلس
۱۰- قشنگترین جمله یا بیتی که بهش اعتقاد دارم: یادم نیست مال کیه، فقط میدونم واسه یکی از همین گنده منده ها(امثال گوته یا شکسپیر یا... بود)
می گفت: قانون رو می سازن تا نقضش کنن.
۱۱- اگه قرار بود اولين صفحه ي شناسنامه رو من تنظيم كنم جز اسم و فاميل و نام پدر چي بهش اضافه ميكردم: زیاد در حفظش تلاش نکنید، عین آب خوردن المثنی صادر میشه.
۱۲- به نیمه ی عمرم رسیدم و حالا قراره یه اسم جدید داشته باشم. اسمم میشه: شاهرخ
۱۳- با "ماوس" و "درخت" و "سیاست" جمله بساز: شبایی که زیادی بحث های نفرت انگیز سیاسی بشنوم، خواب درختی رو می بینم که به جای میوه ماوس داده، همشون هم عین ماوس من و داداشمن.

۲ نظر:

سلمان گفت...

سلام
اول از هرچی مرسی از اجابتت

بعدش هم جواب 10 خیلی جالب بود. واقعا راست میگه

سلمان گفت...

راستی... از این به بعد شاهرخ صدات میکنم