۱۳۹۳ دی ۲۹, دوشنبه

559

داشتيم با هم راه مى رفتيم و بعدش رفتيم نشستيم يه جا... به خودم اومدم با خودم گفتم وقتى دو سه سال همه ش سمت راست يه نفر راه برى و سمت چپش بشينى، معلومه كه عادت مى كنى و نمى تونى به اين زوديا عين آدم راه برى.

هیچ نظری موجود نیست: