آدمای زندگیت، اونایی که نباشن میخوای دنیات نباشه.
یه وقتا تو جمعها یا مکالمههای بیش از دو نفر جوری رفتار میکنن انگار اونقدرام به تو تعلق خاطر ندارن یا اینطور بگیم که تعلق ندارن، انگار اونقدرام خودمونی و صمیمی نیستین، یه وقتا ممکنه ازشون شاکی بشی که هی فلانی چرا منو به دیگر دوستات معرفی نمیکنی؟ چرا من هیچ کدوم از آدمای زندگیت رو نمیبینم و از این قبیل شبههها...
میدونی؟ گاهی واس اینه که با وجود تمام حس دوست داشتنی - حالا هر مدل دوست داشتن - که نسبت به تو دارن، کسر شانشون میشه از تو بگن.
یه وقتا تو رو فقط واس خودشون میخوان، نمیخوان با کسانشون صمیمی بشی. اینکه از ترس دزدیدنت توسط دیگران نخوان معرفیت کنن هم تو همین کتگوریه.
گه گدار هم جزو کتگوری ندارها قرار میگیره قضیه.
پیش میاد فقط تو رو داشته باشن...
همی این، صوبت دیگهای ندارم. :)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر