۱۳۹۰ اسفند ۲۵, پنجشنبه

سیگارم تموم شده

این روزا آدمای زیادی پیدا می‌شن که می‌گن یه روز باس بندازن برن که سر کوچه سیگار بخرن و دیگه برنگردن.
این از همون فرداهاس که عمرن نمیاد!
می‌دونی؟ باهاس به تاریخ پیوست.
این قمیشی، بیخود نیس که آقا و پیشوای خیلیاس(البته در حقیقت ما یه نفر رو بیشتر مدنظر نداریم)، ده آخه لامصب خیلی راس می‌گه وقتی تو اون آهنگه که اسمشم یادم نیست، فک کنم چوپان بود، برمی‌گرده می‌گه می‌روم جایز نیست، من رفتم.
آره برار، باس به این فک کنی که اگه سه سال پیش رفته بودی، الانه اگه یکی ازت خبر می‌گرفت، می‌گفتن سه سال پیش رفت سیگار بخره دیگه برنگشت. نه اینکه وقتی ازت خبر می‌گیرن، گوشی رو بدن دستت که خودت فک بزنی، بگی همین روزا می‌ندازم می‌رم سیگار بخرم بلابلابلالاب‌لاب‌لاب... که اگه یه نابودِ هالی‌دی مث من پشت خط باشه بت بگه دکمه سیکتیرت رو بزن فرار کن باو.

هیچ نظری موجود نیست: