خب یه نکتهی .. اممم، نمیدونم، نکتهی چی میشه! حائز اهمیت که نمیشه گفت، بیشتر میشه گفت تخمی! آره.
نکتهی تخمیش اینجاس که من میشینم با یکی صوبت کردن، حالا یه وقتا با خنده که "آره، کس خول دوستم داشتا، هر هر هر. این که چیزی نیس، منِ کس خولم دوستش داشتم هار هار هار، تنها کسی بود که فیلان، ولی خو بهمان"، یه وقتام به حالت چس ناله که اونش مهم نیست. هر دفه عد زده از فرداش که حتا شاید دو ماه از آخرین تماسش گذشته بوده، با من ارتباط برقرار کرده. تکستای آنچنانی، ایمیلهای اینچنانی. البته این دفه اینطور نبودش که دو ماه گذشته باشه، ولی خو از شبی که من با یه نفر - سلام مهران - راجبش حرف زدم، از فرداش شرو شد دوباره.
الان که فکر کردم میبینم شاید نکته هم نبود این!
بهرحال شاید بهتر باشه اصن فکر نکنم.
0 نظر:
ارسال يک نظر