قلب اژدها فیلمی نیست که بخوام به کسی توصیه کنم که بره ببینه، البته اگه ندیده!
گرچه قدیمیه و خودم هم دیالوگها رو دقیق یادم نیست.
ولی یه سکانس رو هیچوقت فراموش نمیکنم، یادمه کاراکتر اول فیلم یا همون شکارچی اژدها با اسبش توی جاده میتازید و یه یارو رو میدید که الان یادم نیست چی کارهی دربار شاهانه بود، بهش میگفت تا وقتی شاه روی جادهها مالیات نبسته بهتره راهش رو بگیره و بره یا یه همچین چیزی! طرف وقتی این حرف رو میشنید، ذوق مرگ میشد و میرفت پیش شاه و در گوشش فقط دو کلمه میگفت "مالیات بر جادهها" شاهم یه لبخند خبیثانهای میزد و فشار مالیات رو بیشتر میکرد. خب همه هم که میدونن تو انگلیس همیشه مالیات زیاد بوده و بدبختا کلن در همهی اعصار رابین هود لازم بودن. آخی آخی
حالا همهی اینا رو گفتم که بگم خیلی وقتا حرفایی که از ترسمون میزنیم که آی تا فلان نشده، فیلان کنم. خودش ایده رو به اونایی که نباید بده، میده.
شاید اسمش رو ترس هم نشه گذاشت، ولی خب من به این موضوع وقعی نمینهم از اونجایی که اسمش رو هم بلد نیستم.
همین
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر