بس عجیب(البته میخواستم واژهی دیگهای رو به کار ببرم، ولی خوب...) است رسم این روزگار
دخترکی رو دوست داری، ولی لامصب لیاقت نداره حتی بهش کلمهای محبتآمیز بگی، چه برسه به "دوستت دارم."
در عوض یکی دیگه رو که فقط در حد یک رفیق ناز دوست داری، در همه حال عاشق این هستی که بهش محبت کنی، خوشحالش کنی و لبخند رو روی لبهاش بنشونی. حال گاهی به نوازش، گاهی به کلامی شیرین، گاه...
اما از دست اون نفهمی که دوستش داری و مثل کبکی که گوش مخملی داره، سرش رو کرده زیر برف!
آخ که چقدر خری تو، بشر!(حالا ای خواننده کشف کن این "خر" رو با خودم بودم یا با اون.)
حس میکنم چون دوستش دارم، ازش بدم میاد! چون میخوام نازش کنم، باید اذیتش کنم! چون دلم میخوادش، باید از خودم دور نگهش دارم...!
شدم مثل "دخترها رو دوست دارم" نوشتهی آرش، چند وقت پیش هم همینجا گذاشته بودمش. البته هنوز به اون حد نرسیدم، ولی خوب...
محبت کردن به بعضی افراد، مثل ناز کردن گل رزی میمونه که سرخیش به خون گراییده، ولی بوی تاپاله میده. طعم لبهای این آدما مثل مزهی تلخ خرزهرهست.
در عوض شیرینی اون رفیقی که حتی خودش هم خبر نداره که چقدر دوست داری بهش محبت کنی(البته من اینطور فکر میکنم.) مثل طعم عسله!
خداوند همهی موجودات پر تناقضی همچون من را برگرداند داخل جاده...
آمین!
آمین!
۸ نظر:
قانونش همینه عزیزم، و البته همیشه هم صادق نیست.
اونی که تو دوسش درای، یا دوستت نداره یا اصلا خبر نداره که دوستش داری
و اونایی هم که تو رو دوست دارن یا تو دوسشون نداری یا خبر نداری که دوستت دارن!
نتیجه گیری اینکه به اونی که دوسش داری اما نمیدونه حالی کن که دوسش داری تا تناقضات حل بشه. بعله :دی
منم عیضا حرفای بالائی..و البته با فیس :( به جای :دی
منم با اون یکی واژه به جای عجیب بیشتر موافقم.
گاوی قتا لپتاپم قاطی میکنه اسممو نمیزنه..وگرنه من همیشه شناسم
اون نوشته ی آرش، جزو لاینفک دوست داشتنه. اگه همه چیز تو رابطت با یه نفر، طعم عسل می ده، مطمین شو که اون فقط یه دوستی خیلی خوبه. وقتی عاشق شدی، آزار و توقع و تلخی ام باش میاد. یعنی اون موقع دقیقا داخل جاده ای ... اما یه تناقضی تو نوشتت هست: اینکه اون لیاقت نداره یا تو مثل قهرمان اون داستان شدی. اینا با هم خیلی فرق دارند ...
تو از این احساس ها هم داشتی و ما نمیدونستیم؟
اين دو زاري ما نيافتاد كدوم طعم عسل ميده؟
اوني كه دوسش داري ولي بهش محبت نميكني يا اونيكه دوست عاديه ولي بهش محبت ميكني!!!؟
مارا از اين ابهام در بياوريد لطفا
باشد كه رستگار شويم
وای که چقدر نظرات گهربار میشه رو این پست داد ..به به .
اول اینکه من کشف کردم گفتی خر به خودت بودی.اینکه از این
دوم اینکه خطرناک داری میشی ها ..مثل ارش نشی یه وقت..
سوم اینکه مگه توطعم گل خرزهره رو میدونی که میگی لب بعضیا مثل اونه مزه اش؟؟
چهارم اینکه ...عشق یواش یواش میاد گاهی میشینه تو دل ادم ..خودتم نمیفهمی عاشقی میخوای باورش نکنی ولی هست و اونوقته که میشه طعم عسل ..
همین دیگه
آخ که چقدر خری تو، بشر~~> اینو با اون آدم نفهمه بودی :دی
شایدم با خودت بودی ولی خر نیستیا....چیزی :دی
چقدر کامنت خاله تو دوست داشتم الان دیدم و خوندمش..
ارسال یک نظر