۱۳۸۸ آذر ۲۰, جمعه

فکر می کنم یکی از بدترین بلاهایی که خدمت سربازی سر من آورد، این بود که موهام نابود شد.
موهای لخت و صافم که همینطوری همه فکر میکردن گلت کردم، بعد از خدمت کلا سیستمش فرق کرد...

این روزا همش پاییز-زمستون چند سال پیش میاد توی ذهنم که سر میرداماد برای ونک منتظر تاکسی می موندم و موهای بلندم خیسِ خیس میشد و آخرش هم هیچ تاکسی ای حتی "دربست" جلوی پام ترمز نمیزد و من کل میرداماد، جردن و جهان کودک رو پیاده تا ونک میومدم...


قضیه ی آزمایش هم برای اطلاع دوستان باید بگم که اینم احتمالا از سوغاتی های خدمت کزایی هست و توی اوج جوونی احتمال دیسک کمر میرود، تا نتیجه ش چی باشه. معلوم نیست فعلا...

۱۰ نظر:

ناشناس گفت...

ای داد ِ بیداد
امیدوارم که مشکل جدی نباشه کامران

خانومی گفت...

سلام من ایمیلی ازت نداشتم ها...به خدا دیروز و پریروز هم چکش کردم دیدم هیچی ندارم..اگه چیزی بوده لطفا دوباره سند کند..مرسی

خانومی گفت...

شما زنده ای احیانا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کجایی بابا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

Khale گفت...

akhey, bemiram khaleyi. nabinam pashe lagadet karde basheha. khoda kone zude zude zud khub shi biai khune. zudi upesh koni, begi khube khubi

مژده گفت...

آخی:D
لامصب چقد پرفایده س این سربازی!

راستی این دو خط آخر خیلی ریز بودااا:(منم که کم بینــــا:D

خانومی گفت...

خاک بر سرم نکنه مردی؟؟؟
:))))

نیکی گفت...

نه نمرده
کامران عمل دیسک کرده
امروز هم از بیمارستان مرخص شده....

خانومی گفت...

آخی ...
خوب خدا رو شکر که زنده هستی.
ایشالا زود زود خوب بشی.
میدونم الان خیلی حالت بده ولی ایشالا خوب بشی و سالم و سر حال.

خانومی گفت...

راستی نیکی خانوم مرسی که بهم گفتی کجاست.با اینکه نمیشناسمش ولی نگرانش بودم.

نیکی گفت...

خواهش میکنم کاری نکردم
خود کامران گفت که بیام اینجا ینویسم