۱۳۸۸ آبان ۱۶, شنبه

از دماوند تا فشم

دیروز با چندتا دیگه از دوستان رفتیم سمت دربند که مثلا شروع کنیم پله نوردی و بریم بالا...
از ساعت شش صبح که در مسیر بودیم تا هشت رفتیم بالا، بعد کلی پله نوردی، تیم به این نتیجه رسید که اصلا حال نمیده و سرازیر شدیم پایین.
وقتی که ماشین رو از جلوی در رستورانی که موقع اومدن بسته بود، برمیداشتیم، یه جوون دیگه می خواست جای ما پارک کنه.
کارمند رستوران براش قاطی کرد و گفت: اینها دیشب پارک کردن الان اومدن پایین میخوان برن.
خلاصه نذاشت که اونها پارک کنن. :دی
هشت و نیم پایین بودیم و تو کف این بودیم که حالا جوجه ها و بقیه ی قضایا رو چه کنیم که تصمیم گرفته شد بریم سمت فشم.

همینطور که کنار رودخونه، آتیش و ... نشسته بودیم. مادر یکی از رفقا که من به شوخی بهش گفته بودم میخوایم بریم دماوند رو فتح کنیم، زنگ زد و با کلی نگرانی از دوستم می پرسید کجاییم!؟ که خوب ما هم قله ی اورست بودیم دیگه.
جای همگی خالی....

کی میاد بریم داراباد؟

۲ نظر:

خانومی گفت...

من میام البته با آقامون
(اسمایلی یک عدد خجالت)

niki گفت...

درکه باحال ترهاااااااااا
ولی الان سرده:(