۱۳۸۸ آذر ۸, یکشنبه

رفاقت کزایی

این سال‏ها، تنها یک دلیل می تونه وجود داشته باشه که یکی از دوستان قدیمیت بطور کاملا یک دفعه ای و غافلگیرانه بفکر تو میفته تا احوالت رو بپرسه و ازت بخواد که همدیگه رو ببینید و از زمان خدمت سربازی یاد می‏کنه و خاطرات خوشی که باهم دیگه داشتین.
اون دلیل هم اینه که تو رو به عنوان زیر مجموعه‏ش بکشونه توی یکی از شرکت‏های کزایی هرمی...

۳ نظر:

خانومی گفت...

نه با با دلیلای دیگه هم میتونه داشته باش ..یه کم فکر کن:)))))
مثلا شاید بخواد تو رو بگیره واسه آبجیش!!!!!!!ها ها ها (آیکون یک عدد شیطان از نوع بدجنسش)

سلمان گفت...

سلام
چطوری پسر؟
میگم هنوز هم آدم هایی هستن که گول این چیزا رو بخورن؟!

ساسوشا گفت...

تمام ِ کامنتمو کوفت کرد! تو گلوش گیر کنه الهی!
حالا خیلی زیاد بود!
بی خیال!

همه حرفم این بود!
بیخیال رفیق!
همه مثل همیم! سخت نگیر!
:دی