این سالها، تنها یک دلیل می تونه وجود داشته باشه که یکی از دوستان قدیمیت بطور کاملا یک دفعه ای و غافلگیرانه بفکر تو میفته تا احوالت رو بپرسه و ازت بخواد که همدیگه رو ببینید و از زمان خدمت سربازی یاد میکنه و خاطرات خوشی که باهم دیگه داشتین.
اون دلیل هم اینه که تو رو به عنوان زیر مجموعهش بکشونه توی یکی از شرکتهای کزایی هرمی...
۳ نظر:
نه با با دلیلای دیگه هم میتونه داشته باش ..یه کم فکر کن:)))))
مثلا شاید بخواد تو رو بگیره واسه آبجیش!!!!!!!ها ها ها (آیکون یک عدد شیطان از نوع بدجنسش)
سلام
چطوری پسر؟
میگم هنوز هم آدم هایی هستن که گول این چیزا رو بخورن؟!
تمام ِ کامنتمو کوفت کرد! تو گلوش گیر کنه الهی!
حالا خیلی زیاد بود!
بی خیال!
همه حرفم این بود!
بیخیال رفیق!
همه مثل همیم! سخت نگیر!
:دی
ارسال یک نظر