۱۳۹۰ فروردین ۱, دوشنبه

215

وقتی پدر پسری همچون من و بابام روز آخر سال هشتاد و نه بهم بیافتن و شروع کنن نصب پرده و چوب پرده، از اون حوالی که رد بشی، فقط کلمات و جملاتی مثل
همینجوری که می‌زنی خوبه! (چکش)
عقب جلو کن بهتره! (دریل)
آها آها، جا افتاد! ( گیره پرده)
اوف اوف چه تنگه! (سوراخ گیره)
و ...
آخرشم هر کی بپرسه چرا گوشیتو جواب نمی‌دی؟ مسلمن جوابی غیر از "دارم پرده می‌زنم" نمی‌گیره!

هیچ نظری موجود نیست: